تبليغاتX
بی تو مهتاب...
بی تو مهتاب...
صفحه نخست The IT News Designing by MAXTheme پست الكترونيك Save Page خانگي سازي Wallpaper Date اضافه به علاقه منديها
درباره وبلاگ

دلم از دست خودم سیر شد و ساده شکست
در همان پیچ و خم اول این جاده شکست
پرم از حس نفس های مسیحایی تو
روح سرسبز غزل های مرا باده شکست
آمد از راه پر از غربت و تنهایی من
و چه ساده پی پرواز پریزاده شکست
تو برو جاده و تنهایی و من همسفریم
دلم از دست خودم سیر شد و ساده شکست

علی کیانلویی
منوي اصلي
صفحه نخست -
پست الكترونيك -
نوشته هاي پيشين -
آرشيو مطالب
تیر 1387 -
فروردین 1387 -
بهمن 1386 -
شهریور 1386 -
مرداد 1386 -
تیر 1386 -
خرداد 1386 -
فروردین 1386 -
اسفند 1385 -
بهمن 1385 -
دی 1385 -
آذر 1385 -
آبان 1385 -
مهر 1385 -
شهریور 1385 -
مرداد 1385 -
تیر 1385 -
خرداد 1385 -
دوستان
.:: MAX Theme ::. -
کوچه -
دختر ایران زمین -
ناهید غریب -
کمونه -
من قبل از پاکنویس -
نغمه غم انگیز -
رهگذر خیال -
قاصدک -
همين نزديكي -
شبانه هاي عاشقي -
آسمون...(ساروفيروزه) -
كاش تو رو نشناخته بودم... -
متولد ماه مهر -
ستاره قطبي -
دوستت دارم تا بي نهايت(دختر ايرووني) -
محبت -
بي تو اما براي تو -
شبگرد تنها -
آخه من چه گناهي كردم -
ستاره بارون -
شاسوكا(مسيح) -
زندگي تازه(شادي) -
رئال مادريد -
دانلود نرم افزارهاي روز دنيا -
لوگوي دوستان

 گروه طراحي قالب هاي مكس

Your Logo

Your Logo

لوگوهاي ديگر
پيوندهاي روزانه
خورشید دوازدهم -
پيوندهاي ديگر
آمار وبلاگ
افراد آنلاين: -
مجموع بازديدها: -
لوگوي وبلاگ

Your Logo
طراح قالب

 گروه طراحي قالب هاي مكس
Powered By
BLOGFA.COM























جمعه 1387/04/14

سلام

من برگشتم!

نوشته شده توسط صبا در جمعه 1387/04/14 و ساعت 14:20
[لينك ثابت] |
دلم مي خواست...
سه شنبه 1387/01/13

دلم مي خواست...

  دست مرگ را از دامن اميد ما كوتاه مي كردند

 

   در اين دنياي بي آغاز و بي پايان

 

  در اين صحرا كه جز گرد و غبار از ما نمي ماند

 

   خدا زين تلخ كامي ها بس مي كرد

 

  نمي گويم پرستوي زمان را در قفس مي كرد

 

  نمي گويم به هركس بخت و عمر جاودان مي داد

 

  نمي گويم به هركس عيش و نوش رايگان مي داد

 

    همين ده روز هستي را امان مي داد

 

    دلش را ناله تلخ سيه روزان تكان مي داد

نوشته شده توسط صبا در سه شنبه 1387/01/13 و ساعت 15:44
[لينك ثابت] |
دوشنبه 1386/11/15

  عشق یعنی خاطرات بی غبار

 

دفتری از شعر و از عطر بهار

 

عشق یعنی یک تمنا یک نیاز

 

زمزمه از عاشقی با سوز و ساز

 

عشق یعنی چشم خیس مست او

 

زیر باران دست تو در دست او

نوشته شده توسط صبا در دوشنبه 1386/11/15 و ساعت 21:26
[لينك ثابت] |
روز جدايي
جمعه 1386/06/23
چه تلخ بود روز جدايي روزي كه آخرين نگاه سرد و بي مهرت

 

 را به چشمهاي اشك آلودم دوختي

 

و گفتي خداحافظ و من همچنان به تو و آخرين نگاهت مي انديشم 

نوشته شده توسط صبا در جمعه 1386/06/23 و ساعت 11:2
[لينك ثابت] |
دلتنگ
جمعه 1386/06/23

باز دلتنگم دلتنگ كسي كه بارها به ياذ او قلبم تپيدن آغاز كرده است.

 

كسي كه بارها صداي گريستنم را شنيده كسي كه همين نزديكي ها بوده است

 

بارها در حضور سبزش توبه كرده ام و باز توبه ام را به دست غبارآلود روزگار سپرده ام.

 

اما بازهم عاشقم ..عاشق پروردگار مهرباني ها...

نوشته شده توسط صبا در جمعه 1386/06/23 و ساعت 10:59
[لينك ثابت] |
بهانه
چهارشنبه 1386/06/14

همه مي گويند وقتي تو از آشيانه دلم پريدي نگاهت شوق ماندن داشت

 

اما زمانه دست تورا از آشيانه دلم كوتاه كرد!

 

در فراق رفتنت پروانه ها قصه هجرت تو را افسانه ساختند و درختان

 

اين افسانه را بر برگهايشان نوشتند

 

ببين چه طور باد رفتنت را بهانه فرياد مي كند و ابرها قصه اين غصه را مي بارند

 

گل جواني ام در آخرين بهار زندگي ات پژمرده شد

 

رفتنت را بهانه كردم كه بگويم خانه دلم هنوز از عطر خاطراتت خالي نشده ...

 

پنجمين سالگردت را بهانه كردم تا خطي برايت بنگارم

 

هنوز چشم اميدم به آمدن است

 

جواب اين خسته را بده مهربانم...

نوشته شده توسط صبا در چهارشنبه 1386/06/14 و ساعت 22:35
[لينك ثابت] |
سلام
دوشنبه 1386/06/12

  لبهايت را به سلام باز كن مهربان تا زمین هزار سال جوان شود

 

  عشق را به درختان ياد بده و براي گنجشک هايي كه در برف مانده اند

 

  كمي شعر بپاش!

 

  چرا هيچ اتفاقي نمي افتد؟ چرا كسي آوازهاي زخمي مرا نمي بيند؟

 

   چرا كاسه ها همچنان خالي مانده اند؟ چرا هيچ كس گل سرخي روي   

 

  ميزم نمي گذارد؟

 

  من و تو شبيه به هم هستيم شبيه كسي كه عاشقانه دنبال بهشت

 

   مي گردد

 

   شبيه شاعري كه دوستمان مي داشت. من و تو تشنه ايم بيا دوباره

 

   خودمان

 

    را به خداوند معرفي كنيم.

نوشته شده توسط صبا در دوشنبه 1386/06/12 و ساعت 11:32
[لينك ثابت] |
سه شنبه 1386/06/06

TinyPic image

نوشته شده توسط صبا در سه شنبه 1386/06/06 و ساعت 20:21
[لينك ثابت] |
پنجشنبه 1386/06/01

 

Remmember the five to be Happy:

 

Free your heart from Hated

 

قلبتان را از نفرت پاك كنيد

 

Free your mind from Worries

 

ذهنتان را از نگراني دور كنيد

 

Live Simply

 

ساده زندگي كنيد

 

Give more

 

بيشتر بدهيد

 

Expect less

 

كم تر توقع داشته باشيد

نوشته شده توسط صبا در پنجشنبه 1386/06/01 و ساعت 12:13
[لينك ثابت] |
زمان
پنجشنبه 1386/06/01

ما زمان زيادي را صرف مي كنيم تا كسي را براي دوست

 

داشتن پيدا كنيم

 

يا خطاي كساني را كه دوست داريم بگيريم

 

اما چه خوب مي شد اگر اين زمان را

 

براي بيشتر محبت كردن صرف مي كرديم

نوشته شده توسط صبا در پنجشنبه 1386/06/01 و ساعت 12:12
[لينك ثابت] |
حديث
چهارشنبه 1386/05/17

در امتداد نگاهت گم كردم تمام آرزوهايم را

 

مي خواستم سر آغاز نگاهت باشم تا لبريز شوم

 

از عطر با تو بودن . مي خواستم اين بار عاشقانه به زندگي بنگرم!

 

من  تو را در بي كران اين دنياي وانفسا گم كرده ام

 

و حرف نگاه من و تو ناتمام مانده است.

 

كجاست حديث چشمانت تا من پايانش باشم؟

نوشته شده توسط صبا در چهارشنبه 1386/05/17 و ساعت 14:23
[لينك ثابت] |
ستاره
چهارشنبه 1386/05/17

تو كدامين ستاره اي كه با خاموشي ات شب و  آسمان

 

در به در تو شدند؟ تو كدام گلي كه با گذر نسيم، باغ هنوز

 

بي قرار عطر توست؟ تو كدامين فرشته اي كه

 

همه فرشته ها به تو رشك مي برند؟

 

تو كدام شعري كه با سرودنت همه شعرها از رونق افتاده اند

 

TinyPic image

نوشته شده توسط صبا در چهارشنبه 1386/05/17 و ساعت 14:23
[لينك ثابت] |
یه کم امید!
جمعه 1386/05/12

وقتی ناراحتید از این که به  چیزی که می خواستید نرسیدید .

 

محکم بنشنید و خوشحال باشید

 

زیرا خداوند در فکر چیز بهتری برای شماست.

 

وقتی اتفاقی برایتان می افتد چه خوب و چه بد به معنایش فکر کنید

 

در پشت اتفاقات زندگی منظوری نهفته است که به شما یاد میدهد

 

چه طور بخندید و سخت گریه کنید.

 

شما نمی توانید کسی را وادار کنید که دوستتان بدارد!!!!!!!

 

اما می توانید به کسی تبدیل شوید که دوستش بدارند

 

خدا روز بدون رنج. بدون خنده .بدون اندوه .و آفتاب بدون باران وعده نداده است

 

اما او توان پایداری در آن روزها و وعده تسلی پس از اشک و چراغ را داده

است

 

هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد و ار نو شروع کند

 

اما همه می توانند از همین حالا شروع کنند و پایان تازه ای بسازند

 

TinyPic image

نوشته شده توسط صبا در جمعه 1386/05/12 و ساعت 11:29
[لينك ثابت] |
پنجشنبه 1386/05/04

میلاد حضرت امیرالمومنین علی ع و روز پدربر همگان

مبارک

 

TinyPic image

نوشته شده توسط صبا در پنجشنبه 1386/05/04 و ساعت 12:31
[لينك ثابت] |
زندگی
سه شنبه 1386/05/02

زندگي با همه محنت خويش

 

جاي غم خوردن نيست

 

زندگی بودن و جاری شدن است

 

تا به جایی که خدا می داند....

 

TinyPic image

 

 

 

 

نوشته شده توسط صبا در سه شنبه 1386/05/02 و ساعت 15:31
[لينك ثابت] |
پنجشنبه 1386/04/28

امشب ليله الرغائبه!

 

براي همه آرزومندها و من دعا كنيد

التماس دعا

 

 

TinyPic image

نوشته شده توسط صبا در پنجشنبه 1386/04/28 و ساعت 15:51
[لينك ثابت] |
این الرجبیون؟
سه شنبه 1386/04/26

فرا رسیدن ماه رجب بر همگان مبارک

 

TinyPic image

نوشته شده توسط صبا در سه شنبه 1386/04/26 و ساعت 18:35
[لينك ثابت] |
گل گل گل!!!!!!!!!!
دوشنبه 1386/04/25

زندگی نیز گلی است                            

    مثل نیلوفر و یاس

شاخه ترد و ظریفی دارد

 

TinyPic image

 

ماکه نیلوفر و یاس نداشتیم!!!!!

نوشته شده توسط صبا در دوشنبه 1386/04/25 و ساعت 18:52
[لينك ثابت] |
به خاطر بسپاریم
شنبه 1386/04/16

خداوند همیشه سه پیام برای تو دارد

 

شادی. حقیقت. عشق

 

که همواره هریک به دیگری می انجامد

                                                     

                                ترتیب آن مهم نیست

نوشته شده توسط صبا در شنبه 1386/04/16 و ساعت 22:26
[لينك ثابت] |
خداحافظی
پنجشنبه 1386/04/14

لحظه خداحافظی به سینه ام فشردمت

 

اشک چشمام جاری شد  دست خدا سپردمت

 

دل من راضی نبود به این جدایی نازنین

 

عزیزم منو ببخش اگه یه وقت آزردمت

 

گفتی به من غصه نخور میرم و برمی گردم

 

همسفر پرستو ها می شم و بر میگردم

 

گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی

 

گفتی تا چشم هم بزنی می رم و بر میگردم

 

پرستوی مسافر من آن پاییز غم انگیز رخت سفر بر بست

 

گفت: فصل رویش جوانه های عشق به سراغم می آید

 

گفت: خبر آمدن من را از دل نسیم بهاری از قاصدک های شاد و خندان

 

 خواهی شنید

 

و من صبوری نگاهم را برای جاری نکردن اشک هایم

 

در هنگام وداعش ستودم...

 

تقدیم به مادر مهربانم که پر کشید و رفت...

 

روحش شاد...

 

TinyPic image

نوشته شده توسط صبا در پنجشنبه 1386/04/14 و ساعت 13:44
[لينك ثابت] |
Your Weblog Banner

بزرگترين سايت آموزش ايرانيان